محمد تقي جعفري

13

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

براى او بيرون بيندازد و همه كليدهاى خود را با كمال تسليم در اختيار آن پيشواى الهى قرار دهد . در اين موقع است كه چگونگى عدالت رفتار با انسانها را براى شما ارائه بدهد و كتاب و سنت از بين رفته را احياء نمايد . ) بالأخره روزگارى فرا مىرسد كه بشر طعم حقيقى عدالت را بچشد بارها گفته‌ايم : اگر بنا شود ما چند جملهء كامل و نهايى در بارهء انسانها از دو جهان شرق و غرب برگزينيم ، قطعا مقدارى از آن جملات اينست كه گفته شده است : 1 - « بشر توانائى آن را نداشت كه عدالت را قدرت و انسان عادل را قدرتمند بنامد ، قدرت را عدالت و قدرتمند را عادل ناميده است » بايد گفت : 2 - نهايت ناتوانى بشر در همين جا ظاهر شده است كه نتوانسته است قانون را منطق واقعى زندگى خود قرار بدهد ، قدرت را بر جاى قانون نشانده است بهر حال ، بشر ناتوانىهاى فراوانى از خود نشان داده است . 3 - بيش از نيمى از عمر و انرژيهاى مغزى او براى اثبات « من هستم » صرف مىشود 4 - بشر پر ارزشترين انرژيهاى خود را براى اثبات اين كه « من نبوغ دارم » و « يك سر و گردن از ديگران بلندترم » مستهلك مىسازد . 5 - بشر با ناتوانى شديد كه در برابر تمايلات و هوى و هوسهاى خود دارد ، از تعديل خود داشتن ( صيانت تكاملى ذات ) ناتوان است . اين ناتوانىها كه خود بوجود آورندهء صدها ناتوانى ديگر است ، معلول يك خطاى نابخشودنى است كه عبارت است از مقدم داشتن « مىخواهم » بر عدالت . از جرياناتى كه بشر پشت سر گذاشته و از تلقيناتى كه بعضى از روانشناسان و جامعه شناسان عالمنما بر مردم جوامع امروزى مىنمايند ، به خوبى اثبات مىشود كه اغلب گردانندگان جوامع و قدرتمندهاى خودكامه ، در تزريق و تلقين « تقدم مىخواهم بر عدالت » تأثير بسزائى داشته‌اند ، زيرا عدالت آن هماى سعادت است كه اگر روزى به نفع يك فرد يا گروهى از انسان بال و پر بگشايد ، روزى هم به ضرر او به پرواز